
تحت تعمید مداوم تفکر اینترنتی فعلی، بسیاری از شرکت ها کلمه "احساسات" را به عنوان "گرز قاتل" در رقابت بازار می دانند و احساسات غنی تر و کامل تری را به گونه ای متفاوت از فرهنگ برند سنتی به مصرف کنندگان منتقل می کنند. بنابراین، میتوانیم ببینیم که گوشیهای موبایل شیائومی در سال 2014 60 میلیون دستگاه فروختند و در یک سقوط در بین پنج گوشی برتر جهان قرار گرفتند. علی بابا با موفقیت در سهام ایالات متحده فرود آمد و به یک الگوی موفق مانند با ارزش ترین شرکت اینترنتی جهان تبدیل شد. با این حال، احساسات قلعه هایی در هوا نیستند. تخیل از هوا نمی تواند یک شرکت را تبدیل به یک فیلم پرفروش کند. در پایان، ما همچنان باید زمینی باشیم، با قدرت صحبت کنیم و از قدرت استفاده کنیم تا احساسات را به زمین بیاندازیم. این مورد برای شیائومی، علی بابا و دایانگ است.
وقتی وضعیت بازار وخیم است، بسیاری از بنگاه ها دوست دارند با ذهنیت تصادفی، فرصت طلبانه و نادیده گرفتن پتانسیل های خود بازار، مشکلات را حل کنند که ممکن است در مدت کوتاهی به نتایج خوبی برسند، اما در درازمدت، انواع آسیب ها را به همراه دارد، اما خیر. سود. صنعت تولید صنعتی است که به محصولات وابسته است. احساسات مهم هستند، اما کدام یک مهمتر از اولی است؟ پاسخ بدیهی است. برای شرکت های سه چرخه، کارت احساسات یک بازی شطرنج برای پیاده نظام است تا ریسک کنند و قدرت نقطه کلیدی برای برد یا باخت است. دایانگ این مشکل را کشف کرد و کورکورانه تولید را گسترش نداد. درعوض، او استاندارد کیفیت را به عنوان سنگ بنای پای خود در نظر گرفت و کیفیت را به طور مداوم تثبیت کرد، بهترین تجسم توسعه فعالانه با نگرش مسئولانه تر نسبت به مصرف کنندگان است.

دایانگ بدون رقیب نیست. شرکت های سه چرخه چین هنوز راه زیادی در مسیر توسعه در دوره عادی جدید دارند. با این حال، یک چیزی که می توانیم از آن مطمئن باشیم این است که قدرت هنوز یک عامل اصلی حذف نشدنی در رقابت بازار است. سوپ مرغ روح "بزرگ حرف زدن و داستان گفتن" به تنهایی نمی تواند توسعه آینده شرکت را تغییر دهد. استفاده از قدرت برای فرو ریختن احساسات مستقیم ترین و قوی ترین وسیله برای شرکت و داروی خوبی برای حل معضل فعلی بازار است. محصولات و بازارها را به روشی ساده ایجاد کنید. حجم فروش را می توان انتظار داشت و آینده را می توان انتظار داشت.


